۱ دیدگاه

  1. حمیده

    باورم نمیشه…
    بعد از چندماه انتظار و دلتنگی…
    اینبار خیلی دلم واسه امام رضا تنگ شده بود خیلی…
    با همیشه فرق داشت…
    نمیفهمم چرا اینجوری شدم…
    دلم میخواد خیلی کارا بکنم وقتی رسیدم پیش آقام
    مث اونایی که بعد چندوقت همو میبینن بدوئم برم ضریحشو درآغوش بگیرم و …
    یا برم روبه روش بشینم و فقط نگاش کنم و…
    یا برم تو صحن وسراش بین آدما کنار پنجره فولاد بزرگی و عظمتشو ببینم…
    نمیدونم… همین الانم که فکرشو میکنم اشک…
    باورم نمیشه…ینی آقا اجازه دادن برم زیارت…
    دلم خیلی براش تنگه…خیلی…

    پاسخ دادن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *