روز نوشت

و هر زمان که دوستت دارم می گفت غبطه میخوردم به کسی که او دوستش داشته باشد! و همیشه با حسرت می گفتم خوش به حالش… غافل از اینکه شاید خودم را می گوید! و انقدر بی تفاوت بودم به این “دوستت دارم” ها که آخر هم مجبور شد کس دیگری را دوست داشته باشد! …

ادامه مطلب می گفت…

فرق دیروز و امروز در یک حرف بود دیروز میخواندم: هم چون تو در دنیا نباشد و امروز می خوانم: کم چون تو در دنیا نباشد…

ادامه مطلب کم نباشد!

کسی هست که تو را میخاهد ولی حسی نسبت به او نداری و بی اعتنایی می کنی و کسی هست که تو او را میخاهی ولی نمی فهمد و بی اعتنایی می کند این دو را با هم قیاس می کنی و می بینی آنکه تو را میخاهد چقدر سرتر است از آنی که تو …

ادامه مطلب دل را!

او جلوتر از تو می آمدقدبلندتر از تو بود و سر به زیر ترولی شبیه تو!او را که می دیدمتوراهم پشت سرش تصور می کردممی شنیدمصدای تق تق کفشهایی راکه همزمان با حرکت پاهای او به گوش می رسیدشک برم داشته بودتو عاشقم کرده اییامن عاشق او شده ام!تو فقط تو بودیولی او زیاد بودزمانهایی …

ادامه مطلب ات!

نمی دونم!زمان باعث فراموشی میشهیا کم اهمیت بودن!ارزش آدم به چی تعریف میشه؟ به کاربردهایی که برای بقیه داره؟ یا به خودش!آیا وقتی ارزشت کم میشه و فراموش میشیبی اهمیت بودی و دیگه به کار کسی نمیومدییا زمان گذشته و در واقع بی ارزش نشدی! فقط مشغله ی آدما بوده که باعث شده فک کنی …

ادامه مطلب اهمیت

روزگار غریبیستکسی را مطمئن می دانی و به او اعتماد می کنی,حرفهایت را میزنی و مشورت می گیریهمیشه مهربان و ملایم حرف میزنی چون از او کمک میخواهی…خیال می کند عاشقش شده ای! کسی را دوست میداری,عاشقش شده ای حرفهایت را به او می گویی ولی چون دوستش داری گاهی اوقات برای خوبتر شدنش با …

ادامه مطلب اشتباه

همه با چشمانشان می بینند و به خاطر می سپارندولی تو با چشمانت نشانم می دهی آنچه را در خاطرت سپرده ای از منو هرچه نگاهت عمیقتر می شودعمق غمی را که از من درخاطرت هست بیشتر می نمایانینمی دانم!پرهیز کنم از چشمانتیا ببینم و مقاومت کنم…

ادامه مطلب چشم

از بالکن به پایین نگاه می کنمو منتظرت همانجا می ایستم تا بگذریزمان را تنظیم می کنم و جوری به پایین می اندازمشکه درست بیفتد جلوی پایت و شاید برش داریدیدی! برش داشتی! خدای من!دستم را به روی قلبم می گذارم,نشسته ام پشت به دیوار بالکن با چشمانی بسته! و هول اینکه چه خواهی کردبلخره …

ادامه مطلب پرتاب

اینکه چیزی بگویم یا کاری بکنم و تو بی محلی کنی و حتی نفهمیبیهودگی نیستاین که کاری برایت بکنمو هدفش خودم باشد حتی اگر بفهمی و محل هم بگذاری…بیهودگی ست!

ادامه مطلب بیهودگی

قبل ازینکه اطمینان پیدا کند که واقعا میخاهمشهمانجور بود که من دوست داشتمولی وقتی مطمئن شدآن طور شد که خودش میخواست!غافل ازینکهمن همانی را دوست دارم که خودش میخاست!

ادامه مطلب شدن