روز نوشت

حواسم نبود! آخر از زبان در رفت آنچه از نگاهم نفهمیده بودی و گفتم که دوستت دارم! ولی تو…   یک لحظه غفلت یک عمر پشیمانی!   اگر نگفته بودم شاید…

ادامه مطلب بی احتیاطی!

برای تو بودن را ترجیح می دهم به با تو بودن! اما با من بودن را ترجیح دادی به برای من بودن…

ادامه مطلب بودن!

خسته شدم از عادت عادت محبت به تو میخواهم از این به بعد فقط از سر عشق محبت کنم فقط وقتی عشقم کشید! و زندگیم را فقط عشقت می کشد…

ادامه مطلب عادت

همه چیز آماده و مشخص است ساعت قرارم با تو دیشب هم نماز باران خواندم چتر خریده ام برایت بارانی گرفته ام و چکمه ای که بپوشی و الان زیر باران زیر پنجره ی اتاقت یک ساعت هم از قرارمان گذشته است ولی دستگاه تلفن مشترک موردنظر…

ادامه مطلب آمادگی

زنگ می زدم خودت جواب می دادی یه مدت گوشیت خاموش بود بازم که زنگ زدم یکی برداشت گوشیو! گفت آقا این خط واگذار شده و من ساده بودم که نفهمیدم این محبت بینمون بود که خاموش شده بود و این دل تو بود که… واگذار شده بود!

ادامه مطلب موبایل!

چمدانم ماموریت بیرون از شهرم ماشین اداره که منتظرم ایستاده دم در خونه و همه ی عزم رفتنم فقط بخاطر یک نرو گفتن تو بود…

ادامه مطلب سفر

اومدم دفتر فنی یه کاغذ پرینت کنم “ورود ممنوع! حتی شما دوست عزیز!” بزنم رو در قلبت جام داره تنگ میشه کم کم…

ادامه مطلب پرینت!

پرده ی اول: داشتم خوابتو می دیدم اسمس زدی بیدار شدم پرده ی دوم: داشتم بت اسمس میزدم خوابت برد…

ادامه مطلب اسمس!