You are browsing the site archives for .

سر در نمی آورم با درس هایی که من خوانده ام مطابقت ندارد، جور در نمی آید! قسمتی اینجا کنار من، حتی درون من، و قسمتی دور از من… خیلی دور… قلبت اینجا کنار من می تپد، ولی چشم و دستانت اینجا نیستند صدایت در گوش من است، ولی خودت… این چه وجودیست که هر …

ادامه مطلب تکه تکه

من و… شب و… شمع و… ساعت و… و دستکش هایت… اینجا کنار یادت ایستاده ایم و در حسرت دست هایت نازش را می کشیم که مُقُر بیاید کجا رفته ای…

ادامه مطلب من و… یادت

باز هم جر و بحث است، صدایشان خواب را از چشمانمن ربوده، دل و جغرافیا و منطق و فرهنگ و چند نفر دیگر هم در این بحث به چشم می خورند، و تویی که میانشان دست به دست می شوی… و آخر نمی دانم به چه نتیجه ای خواهند رسید آیا تو را به من …

ادامه مطلب جر و بحث

نسبتت با انگور چیست؟ که گاهی یاقوت می شوی، گاهی شیرین؛ گاهی مثل مویز قوت می دهی و گاهی مثل سرکه رمق می کشی؛ روزی مست می کنی و روز دیگر مثل سرکه دلم را میزنی… شنیدم که غوره شدی…انگور!

ادامه مطلب تو و انگور

قرص و دوا جوشونده و آمپول خواب و استراحت هیچ کودوم مث دستای تو دردو از تو تنم بیرون نمیکشن…

ادامه مطلب درمان

حتا ترس هایی که یک سرش تو باشی را دوست دارم! ترس از نبودنت ترس از ناراحت شدنت ترس از کم دوست داشتنت ترس از فراموش کردنم و ترس های دیگری که تو دامن میزنی!

ادامه مطلب ترس