You are browsing the site archives for .

اینکه آدم به نوشته هایش جنس بدهد و فقط هر جا به یک جنس بنویسد، دست آدم را می بندد. دهانش را و قلمش را هم همینطور. ببین مثلا از یه جایی به بعد دیگر نوشتن عاشقانه و اینجور نوت زدونها جواب نمی دهد. فقط نشستن روبروی چشمهایت و زل زدن است که عاشقی را …

ادامه مطلب نگاه

غروبا دلم هواتو می کنه شبا دلتنگت میشم اول صبح همش به یادتم ظهر که میشی جای خالیت تو ذوق میزنه بعد ازظهرام که همش جلوی چشامی . . می بینی، چقد زود فراموشت کردم؟

ادامه مطلب فرا…

همیشه میگفتم برای من همون نیم رخ صورتت که اون روز عاشقم کرد بسه، ینی آفتاب بیفته و همین قسمت صورتتو روشن کنه و بدرخشه تا بازم اون حس عاشقونه تو دلم تازه بشه. ولی خب، اون روز که رو به روم وایسادی و خندیدی فهمیدم حسّای عاشقونه باهم فرق دارن. ینی نیمرخ یجوری دلبری …

ادامه مطلب نیم رخت مست کرد…