You are browsing the site archives for .

یه نگا کنی تمومه همه ی غم و دردام. یه کلوم بگو “کُن” تا “یَکون” بشه این دل وامونده ی ما. یا رب، عبیدک المبتلی به خودت قسم، أرِه سیده تورو به ابلفضل یا شدیدالقوی. عاشقش کردی به فضل و کرمت، حالا نمیدونم به کودوم صفت و اسمته که فراقو براش پسندیدی. حالا اینا که …

ادامه مطلب کُن فَیَکون

و از اعمال وارده ی عاشقی، زاری است تعقیباتش اشک و مقدمه اش تضرع زمان و مکان برایش ندانسته و هیچ حدی برای ورود به آن نشمرده اند گناهکار و زاهد در پیشگاهش مساوی و مقرب تر آنکه دلش بیشتر لرزیده باشد پرستش به مستی است، در کیش عشق…

ادامه مطلب برونند زین جرگه دیندارها!